در مورد فتنه ها و علائم ظهور و آنچه در دمشق اتفاق می افتد، روآیات بسیاری از شورش ها، جنگ ها و زلزله ها در شام و دمشق، خبر می دهد. امّا از آنجا که سفیانی از دمشق خروج می کند، نقش آنجا پررنگ تر می شود. در برخی از روآیات سفیانی از «وادی یابس» (مرز بین سوریه و اردن) ظهور می کند و در برخی دیگر از دمشق می اید.

 

در «غیبت» نعمانی به نقل از امام باقر (ع) آمده است:

«منتظر بانگ سفیانی باشید که به طور ناگهانی از دمشق شنیده می شود، در این بانگ فرج عظیمی برای شماست، زیرا که این بانگ نوید بخش پیروزی بزرگ شماست».1 در مورد حوادث زمینه ساز خروج سفیانی از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «هنگامی که کافری در شام به هلاکت رسد، اصهب کافر قیام می کند و تسخیر مرکز، بر او سخت می شود و طولی نمی کشد که او نیز کشته می شود ...»2 کامل سلیمان نویسندة کتاب «یوم الخلاص» می گوید، مراد از مرکز در این حدیث دمشق است که اصهب در آنجا توسط سفیانی به هلاکت می رسد. همچنین در حدیث دیگری آمده است: «هنگامی که آسیاب بنی عباس بچرخد و پرچمداران پرچم خود را بر زیتون های شام بیاویزند، خداوند اصهب را هلاک می کند و همة سپاهیانش را به دست آنها [سپاه سفیانی] نابود می سازد و آنگاه پسر هند جگر خواره بر فراز منبر دمشق می نشیند».3

منظور از پسر هند جگر خواره، سفیانی است که از نسل ابوسفیان است.

 

در مورد اولین سرزمینی که سفیانی اشغال می کند، در روایات به نقل از امیرمؤمنان، علی(ع) چنین آمده است: «[سفیانی] روز جمعه خروج می کند و بر فراز منبر دمشق، قرار می گیرد و آن نخستین منبری است که او صعود می کند، خطبه می خواند، و مردم را به جهاد فرمان می دهد، و از آنها بیعت می گیرد که هرگز با او مخالفت نکنند چه مطابق میلشان باشد چه نباشد».4

 

امام صادق(ع) می فرمایند: «چون سفیانی به دمشق نزدیک شود، حاکم دمشق پا به فرار می گذارد، و قبایل عرب بر گرد او می ایند؛ ربیعی، جرهمی، اصهب و دیگر شورشگران علیه او می شورند ولی سفیانی بر آنها غلبه می کند، و بر شام سیطره می یابد».5

 

رسول اکرم(ص) می فرمایند: «هنگامی که سفیانی بر پنج منطقه (کُوَر خمس): دمشق، حَمْص، حلب، اردن، قنّسرین تسلط بیابد، نه ماه برای او بشمارید».6

 

در احادیث آمده است که سپاه سفیانی، پس از ظهور امام زمان(ع)، به فرمان خداوند در بیابانی به نام بیداء فرو می روند و تنها دو نفر از آنها باقی می ماند که فرشته ای به آنها سیلی می زند و چهرة هر دو به پشت برمی گردد، یکی را نزد دشمنان حضرت مهدی(ع) می فرستد که به آنها انذار بدهد، و دیگری با نام «بشیر» نزد سپاه امام می رود و نابودی سپاه سفیانی را به امام بشارت می دهد. امام علی(ع) دربارة پایان کار سفیانی این گونه می فرمایند: «... ساعتی نمی گذرد که تمام سپاهیانش (سفیانی) نابود می شود، پس مهدی(ع) او (سفیانی) را گرفته و در زیر درخت پرباری که شاخه هایش به دریاچة طبریه متمایل شده سر می برد و شهر دمشق را به تصرف خویش در می آورد».7

 

همچنین امام علی(ع) می فرمایند: «برای مصر منبری می سازم، دمشق را سنگ به سنگ ویران می کنم. یهود را از همة سرزمین های عربی بیرون می نمایم، و جامعة عرب را با این عصایم می رانم، همة اینها را مردی از تبار من انجام می دهد».8

 

همچنین در حدیثی آمده است که حضرت عیسی(ع) از شرق دمشق از آسمان فرود می اید.9

بنابراین همان گونه که مشاهده شد، دمشق یکی از کُوَر خمس است که سفیانی آن را تصرف می کند و همچنین در وقایع آخرالزّمان نقش به سزایی دارد.

 منبع:http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4227/7026/85154

 

پی نوشت ها:

1. غیبت نعمانی، ص 149 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1106.

2. روزگار رهایی، ج2، ص 992.

3. الحاوی للفتاوی، ج2، ص 141به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 995

4. الزام الناصب، ص 198 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1088.

5 روزگار رهایی، ج2، ص 1116.

6. غیبت نعمانی، ص 163به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1129.

7. الملاحم و الفتن، ص123، به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 471.

8. بحارالانوار، ج53، ص60به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 472.

9. روزگار رهایی، ج1، ص552.