از پیام‏های سالار شهیدان در نهضت عاشورا نشر امر به معروف و نهی از منكر و احیای این عزم ملّی بود. خداوند در سورهٴ «لقمان» وقتی كه حكمت را معنا كرد و حكیم را معرّفی نمود و لقمان را به وصف صاحب حكمت ستود، فرمود: چنین انسان حكیمی به فرزندش نصیحت حكیمانه كرد و گفت: ﴿و امر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر علی ما أصابك إنّ ذلك من عزم الا قمور﴾ .
معروف یعنی چیزی كه عقل و نقل (قرآن و روایات) او را به رسمیّت می‏شناسند؛ خلاف منكر كه پیش عقل و نقل، نكره و ناشناس است و او را به رسمیّت نمی‏شناسند. حضرت لقمان فرمود: امر به معروف و نهی از منكر كن. سپس فرمود: امر به معروف، عزم ملّی می‏خواهدو این راه، مصیبت و رخداد تلخ به همراه دارد و باید در آن صبر پیشه كنی. ﴿عزم الا قمور﴾ به كارهایی گفته می‏شود كه روی آن باید تصمیم و عزم داشت. به یقین، كارهای انسان از روی اراده است و ممكن نیست انسان كاری را بدون اراده انجام بدهد؛ امّا در بعضی از كارها باید از قبل دربارهٴ آن فكر و مشورت كرد و سپس تصمیم گرفت. اگر كاری مهم و اجتماعی باشد و بدون هماهنگی مستمر همگان حاصل نشود، می‏گویند كه این كار عزم ملّی می‏طلبد.
امر به معروف و نهی از منكر از وظایف اختصاصی حوزه‏های علمیه نیست؛ چون كار اختصاصی آن‏ها تعلیم و تزكیه است. همچنین از اختیارات دانشگاه‏ها نیست؛ زیرا كار ویژهٴ آن‏ها دانشوری و نشر اندیشه و دانش است. نیز در قلمرو آموزش و پرورش نیست؛ چون كار مخصوص آن‏ها پرورش و تربیت نوسالان و جوانان است. امر به معروف و نهی از منكر، امری ملّی، مصمّم و جزمی است كه با عزم همهٴ مردم همراه است.
امر به معروف، از جایگاه قدرت سخن گفتن است، نه سخنرانی و موعظه و
اندرز یا مقالت نوشتن كه این امور آسان و فراوان است. امر به معروف، صدور و دستور و جلوگیری عملی از ناروایی‏ها و زشتی‏هاست. به این جهت بحث امر به معروف و نهی از منكر در كتاب‏های فقهی در بخش جهاد مطرح شده است. و حوزه‏های علمیه، دانشگاه‏ها، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد، وظیفهٴ ویژه‏ای برای جهاد ندارند؛ كار اصلی و رسمی آن‏ها فرهنگی و علمی است.
كسی كه ندانسته گناه می‏كند، مورد امر به معروف نیست؛ بلكه باید او را به حكم شرعی آگاه كرد و به او فهماند كه عمل وی حرام است و این كار، وظیفهٴ عالمان دین، دانش‏پژوهان، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی و مانند آن است. امّا كسی كه می‏داند فلان كار گناه است و عالماً، عامداً، مرتكب آن می‏شود، مورد امر به معروف و نهی از منكر است و در این جا باید از موضع قدرت برخورد نمود و جلوی تبهكار را گرفت. چنین كاری نیازمند عزم ملّی است. از این‏رو، به عنوان واجب كفایی مطرح است كه مسؤولیت همگان را به همراه دارد.

همهٴ مردم، أعم از حوزویان و دانشگاهیان، مسؤولان آموزش و پرورش، وزارت ارشاد و آحاد مردم موظّفند كه از جایگاه قدرتْ جلوی زشتی‏ها را بگیرند؛ لیكن آن بخش‏های حسّاس اجرای این فرمان الهی مانند ضرب و جرح، به دست هیأت حاكمه است و بخش‏های اعتراض آمیز آمرانهٴ آن به عهدهٴ عزم ملّی است.
فریضهٴ امر به معروف و نهی از منكر با حدّ و تعزیر فرق جوهری دارد. در امر به معروف به انجام كار فرمان می‏دهند و در نهی از منكر جلوی كار زشت را می‏گیرند و به عامل آن می‏گویند: این كار خوب را انجام بده یا كار بد را نكن، ولی در حدّ و تعزیر، شخص بزهكار را تنبیه می‏كنند كه چرا فلان كار قبیح را مرتكب شدی. از این‏رو، چنین كاری به عهدهٴ مسؤولان قضای شرعی است؛ خلاف امر به معروف و نهی از منكر كه وظیفهٴ همگان است، نه خصوص قاضی. بنابراین، سؤال از این كه چرا منكر را انجام دادی، مربوط به دستگاه قضاست؛ ولی فرمان انجام یا ترك كار، مربوط به امر به معروف و نهی از منكر است كه عزم ملّی می‏طلبد.
حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هیچ كس نباید در جامعهٴ اسلامی از خود سلب مسؤولیت كند و بگوید: به من چه! یا دیگری را مسؤول نداند و به او گوید: به تو ربطی ندارد و با مال خودم گناه می‏كنم و بزه و تباهی مربوط به خودم است. آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: مسؤولیت عمومی برای آن است كه انسان دارای حیثیّت جمعی است. اثبات وجود برای جامعه كار آسانی نیست؛ امّا حیثیّت جمعی را برای هر فرد می‏توان تثبیت كرد. انسان، هم حیثیّت فردی و هم حیثیّت اجتماعی دارد و چون حیثیّت جمعی دارد، به دیگران وابسته است.
آنگاه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از باب تشبیه معقول به محسوس، جریان فرمان دهی امر به معروف و نهی از منكر را چنین تبیین كردند: افراد جامعه مانند سرنشینان یك كشتی‏اند كه با آب و خطر مرگ و غرق شدن روبه‏روست. اگر یكی از مسافران این كشتی به همراه خود تیشه یا ارّه‏ای ببرد و بر اثر غفلت با آن تیشه زیر صندلی خود را سوراخ كند و در برابر اعتراض دیگران به وی كه چه می‏كنی، بگوید: زیر صندلی خود را سوراخ می‏كنم و به شما ارتباطی ندارد و افراد ساده لوح هم كاری به او نداشته، بگویند: زیر صندلی خود را با تیشهٴ خود سوراخ می‏كند و كاری با ما ندارد و او را رها كردند، زیر صندلی او شكاف برمی‏دارد و از شكاف آن، آب دریا وارد كشتی می‏شود و تعادل آن را به هم می‏زند؛ آنگاه كشتی به همراه همهٴ مسافران خود به كام دریا فرو خواهد رفت و همگان می‏میرند.
امّا اگر به او بگویند: اگر می‏خواهی زیر صندلی خود را سوراخ كنی، برو در جایی زندگی كن كه در آن جا تنها باشی و تنها زندگی كنی. كرهٴ زمین زندگی‏اش جمعی است؛ چون اگر چنین كاری كردی آب دریا به درون كشتی می‏آید و همه را به كام مرگ فرو می‏برد. بنابراین، اگر تیشه را از دست او گرفتند، همگان نجات می‏یابند؛ وگرنه همه می‏میرند. اگر مردم بگویند: به ما ربطی ندارد، همه هلاك می‏شوند؛ امّا اگر بگویند: ما مسؤولیم و این عزم ملّی است و تیشه را از خراب‏كار بگیرند، در این صورت همگان به ساحل مقصد و مقصود می‏رسند.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) برای آشنا كردن انسان‏ها با این فضیلت می‏فرماید: مگر نه آن است كه شما مأمورید به اخلاق الهی متخلّق شوید و مگر نه آن است كه به همهٴ ما گفته‏اند: «تخلّقوا بأخلاق الله» . یكی از اخلاق الهی همین امر به معروف و نهی از منكر است؛ «إن الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر لخلقان من خلق الله» . خداوند هم تعلیم دارد، هم ارشاد و هم موعظه؛ ﴿علّم الإنسان ما لم یعلم﴾ ؛ ﴿یتلوا﴾ ؛ ﴿یزكّی﴾ ؛ ﴿مالكم من دونه من ولیّ و لا شفیع﴾ ؛ ﴿كفی بربّك هادیاً و نصیراً﴾ . این امور در قرآن به خود خداوند اسناد داده شده است و هیچ یك از این‏ها امر نیست. آن جا كه خداوند می‏فرماید: ﴿أقیموا الصّلوة﴾ ، در مقام تعلیم و بیان حكم واجب است؛ امّا آن جا كه می‏فرماید: ﴿إنّ الله یأمر بالعدل و الإحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنكر و البغی﴾ ، این‏جا خداوند فرمان می‏دهد و امر است و در رهنمودهای دینی آمده است: امر به معروف و نهی از منكر، جزو اخلاق الهی است.
سپس امیرمؤمنان (علیه‏السلام) فرمودند: اگر می‏ترسید با امر به معروف و نهی از منكر، گرفتار مرگ زودرس شوید، این چنین نیست؛ چون امر به معروف و نهی از منكر نه رزق را كم می‏كند، نه عمر انسان را؛ «لا یقربان من أجل و لا ینقصان من رزق» . این دو خصلت ممتاز در وصیّتنامهٴ معروف آن حضرت (علیه‏السلام) به حسنین (علیهماالسلام) و سایر مخاطبان آمده است: «لتأمرن بالمعروف و لتنهون عن المنكر أو لیستعملن علیكم شراركم فیدعوا خیاركم فلا یستجاب لهم» ؛ یعنی اگر شما امر به معروف و نهی از منكر را ترك كنید، دیگران حكومت را به دست می‏گیرند.
از این جا معلوم می‏شود كه امر به معروف و نهی از منكر، جنبه‏ای دارد كه نمی‏گذارد سیاست‏بازان وارد صحنه شوند. اگر امر به معروف و نهی از منكر ترك شود، افراد شرور والی مردم می‏گردند؛ آنگاه ولایت فقیه عادل مطرح نخواهد بود، بلكه سرپرستی سفیه و فاسق پذیرفته می‏شود. در این‏حال، مردانِ برجسته دعا می‏كنند و مستجاب نمی‏شود.
آن حضرت (علیه‏السلام) در خطبهٴ قاصعه فرمودند: خداوند تبهكاران گذشته را لعنت نكرد، مگر به سبب ترك امر به معروف و نهی از منكر؛ «لم یلعن القرن الماضی بین أیدیكم إلاّ لتركهم الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر» . آن حضرت (علیه‏السلام) پس از روشن كردن معنای امر به معروف كه از اخلاق الهی است و بیان اینكه باید به آن متخلّق شد و انجام آن بار منفی ندارد، شؤون امر به معروف و اقسام آن را چنین ذكر فرمودند: امر به معروف و نهی از منكر دارای درجاتی است؛ اگر كسی كار زشتی و گناهی را عالماً و عامداً انجام داد، باید قلباً از آن منزجر بود و با زبان از او انتقاد كرد و فرمان به ترك آن عمل داد و در نهایت، جلوی عمل بد را گرفت. اگر كسی هر سه كار را نكرد، یعنی هر سه وظیفه را با هم انجام نداد، دست كم دو كار را انجام دهد: یكی انزجار قلبی و دیگری امر زبانی. اگر این را هم محقّق نكرد، دست كم انزجار قلبی داشته باشد و اگر كسی هیچ یك از این سه كار را نكرد، او جنازه‏ای است متحرك و عمودی كه در بین زندگان به سر می‏برد؛ «فذلك میّت الأحیاء» . پس مردم چهار دسته‏اند: یا مرده‏اند، یا زنده‏هایی هستند كه در یكی از مراتب سه گانهٴ آمران به معروف و ناهیان از منكر قرار دارند.
آنگاه حضرت علی (علیه‏السلام) فرمودند: جهاد شعبه‏ها و پایه‏هایی دارد كه یكی از آن‏ها امر به معروف است. جهاد مراتبی دارد كه بعضی برتر از دیگری است و كسی كه قلبش از منكر منزجر است و زبان او به انجام خوبی و ترك بدی فرمان می‏دهد و نیز با دست وعمل از ارتكاب زشتی جلوگیری می‏كند، در بالاترین مرحلهٴ جهاد است؛ چون جهاد در راه خدا شامل امر به معروف و نهی از منكر است و خود امر به معروف هم از اقسام جهاد است و درجاتی دارد كه درجهٴ برین آن نسبت به درجات نازل آن افضل است و تفوق دارد؛ یعنی مرحلهٴ عالی جهاد نسبت به مرحلهٴ وسط یا نازل جهاد فضیلتی دارد.
از این جاست كه در كلمات قصار حضرت علی (علیه‏السلام) چنین آمده است: جهاد در راه خدا نسبت به امر به معروف، مانند آب دهان است در برابر دریا؛ یعنی آن جهاد نرم در برابر این جهاد شدید و سخت، چنین است. هر دو جهادند؛ امّا یكی بالاتر از دیگری است.

 

آیت الله جوادی آملی

منبع: سایت اسرا