تبلیغات
پرواز تا خدا
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

گاهی در سایت ها، وبلاگ ها و یا برخی كتب مطلبی می خواندم كه توجه مرا به خودش جلب می كرد، برای اینكه همیشه در دسترسم باشد و از سوی دیگر آنها را به صورت گلچین شده در یك مجموعه قرار دهم، تصمیم گرفتم در این وبلاگ قرار دهم. البته در برخی موارد ممكن است ذكر منبع مورد غفلت قرارگرفته باشد كه پیشاپیش عذر تقصیر می خواهم. امید كه مطالب مندرج در این وبلاگ مورد استفاده همگان قرار گیرد
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها

از آن جایی که قرآن کتاب آسمانی و از جانب پروردگار عالم برای هدایت عالمیان فرستاده شده برای استفاده و بهره برداری بیشتر از آن از جانب معصومین و اولیاء الله راهنمایی‌هایی صورت گرفته که به مقتضای سؤال به چند روایت از امام صادق (ع) بسنده می‌کنیم.

1- ولایت اهل بیت(ع)

ولایت، محبت و دوستی اهل بیت در همه عبادات شرط اصلی و اساسی قبولی و پذیرش اعمال از جمله قرائت قرآن است ، طبرسی (ره) از حضرت صادق (ع) نقل کرده که، اهل علم ما هستیم و جاهلان دشمنان ما، و اولوا الالباب شیعیان ما؛ چون علم بی‏ ولایت و دوستی اهل بیت و تلاوت نفعی نمی‌رساند اگر چه نیکو بخواند.

از حسین بن ابی العلا روایت است که امام صادق (ع) فرمود: چنانچه قاری از شیعیان باشد خداوند او را بدون دغدغه حساب به بهشت می‌برد، و شفاعتش در باره دوستان از خاندان خود و برادران مؤمنش پذیرفته شود.

2- صحیح خواندن قرآن

قال اللَّه تعالی: کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ. امام جعفر صادق (ع) در باره این آیه کریمه فرمود: مراد این است که آیات آن را صحیح می‌‌خوانند و مراعات وقف و وصل و سایر آداب قرائت را، در معانی آن دقّت و به احکام آن عمل می‌‌کنند. و به وعده‏‌های آن امیدوارند و از وعیدهای آن می‌‌ترسند. از قصّه‏‌های آن عبرت می‌‌گیرند. و به آن چه امر شده در آن می‌‌پذیرند و از آنچه نهی شده در آن باز می‌ایستند. و به خدا قسم مراد حفظ آیات آن و درس حروف آن نیست و خواندن سوره‌های آن و درس ده قسمت و پنج قسمت آن منظور نیست، حروف آن را حفظ می‌کنند و حدود آن را ضایع می‌کنند. و جز این نیست که مراد تدبّر در آیات آن است و عمل کردن به احکام آن. خداوند می‌فرماید: کتابی به سوی تو نازل کردیم که دارای برکت است تا در آیات آن دقت کنند.

3- تأثیرپذیری از قرآن



از نعمت‌های بسیار بزرگی که خداوند به بشر داده، نعمت توبه و قبولی آن است و می‌توان گفت توبه و قبولی آن از سوی خدا، از نشانه‌های بزرگ رحمت و لطف وسیع الهی است. 
 
توبه به معنی ترک گناه و بازگشت به سوی خدا و بهترین و رساترین مرحله عذرخواهی در پیشگاه خداوند است. در آیه ۳ سوره هود می‌خوانیم:
 
«و ان استغفروا ربکم ثم توبوا الیه؛ و این‌که از پروردگار خود آمرزش بطلبید سپس به سوی او بازگردید»
 
معنی استغفار و کیفیت آن
 
استغفار، اصطلاح قرآنی و به معنی درخواست آمرزش از خداوند است. این واژه در لغت، مصدر باب استفعال، از غفران و به معنی طلب بخشایش است.
 
استغفار، بنابر روایات، بهترین و کامل‌ترین دعاست که انسان با آن، آمرزش گناهان خود را از خداوند می‌طلبد.
 
استغفار معمولا با عبارت «استغفرالله ربی ...» صورت می‌گیرد، اما شرط تحقق آن، همراهی با توبه، دوری از گناه و بازگشت به کردار نیک است. از این رو برخی استغفار را طلب مغفرت به وسیله دعا، همراه با توبه از گناهان دانسته‌اند.
 
حال که معنی استغفار را دانستیم، چند نمونه از اذکار استغفار و آثار آن‌ها را بیان می‌کنیم.
 
نوشته نشدن گناه در نامه عمل
 
یکی از انواع استغفار، استغفاری است که با عبارات مختلف در روایات ذکر شده است و کمترین اثر آن جلوگیری از نوشته شدن گناه در نامه عمل انسان است.
 
امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «کسی که مرتکب گناهی می‌گردد، هفت ساعت به او مهلت داده می‌شود. اگر سه مرتبه گفت: «استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم؛ از خداوند طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست. زنده‌ای ازلی و ابدی و سرپرستی بی‌همتاست» آن گناه در نامه عملش نوشته نمی‌شود.»(۱)
 
در حدیث دیگر امام صادق علیه‌السلام همین پاداش را برای این نوع استغفار، با مختصر اضافه‌ای بیان می‌کنند: 
 
«استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه»(۲) 
 
امام صادق علیه‌السلام حدیثی از جدشان رسول خدا صلی‌الله علیه و آله روایت می‌کنند که در بخشی از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:
 
«بنده تصمیم می‌گیرد عمل نیکی را انجام دهد. اگر بعد از تصمیم آن را انجام نداد، خدا به خاطر نیت نیکش ثواب یک حسنه را برایش می‌نویسد، ولی اگر بر اساس نیتش عمل کرد، ثواب ده حسنه برای او قرار می‌دهد، اما اگر همین بنده تصمیم بگیرد گناهی مرتکب شود، چنان‌چه آن را انجام ندهد، هیچ چیز در نامه عملش نوشته نمی‌شود و اگر مرتکب گشت، هفت ساعت به او مهلت داده می‌شود. فرشته مأموری که کارهای نیک را ثبت می‌کند، به فرشته مأمور کارهای زشت می‌گوید: عجله نکن شاید پس از گناه عمل نیکی انجام دهد که آن را از بین ببرد؛ چراکه خداوند می‌فرماید: «ان الحسنات یذهبن السیئات؛ به راستی اعمال نیک، اعمال بد را از بین می‌برد»(۳)
 
اگر این بنده بگوید: «استغفرالله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهاده العزیز الحکیم الغفور الرحیم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه؛ از خداوند طلب آمرزش می‌کنم خدایی که معبودی جز او نیست. دانای نهان و آشکار، ارجمند و نیرومند و صاحب حکمت است. نسبت به گنهکاران بسیار آمرزنده و نسبت به مؤمنان بسیار مهربان و صاحب جلالت و جوان‌مردی است و به سوی او توبه می‌‌کنم» چیزی در نامه عملش نوشته نمی‌شود.
 
ولی اگر در این هفت ساعت، حسنه‌ای انجام ندهد و توبه و استغفار هم نکند، مأمور حسنات به مأمور سیئات می‌گوید: «اکتب علی الشقی المحروم؛ بنویس گناه او را که (به‌ خاطر انجام ندادن عمل نیک و ترک توبه و استغفار) شقی و بدبخت و از رحمت خدا محروم گردید.»(۴)
 
استغفاری برای بخشش تمام گناهان
 
رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن سفارش‌های‌شان به امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: 
 
ای علی! هرکس هنگامی که سوار مرکب شد، آیت‌الکرسی را تلاوت کند و سپس بگوید: 
 
«استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه اللهم اغفر لی ذنوبی انه لایغفر الذنوب الا انت؛ از خداوند آمرزش می‌طلبم. خدایی که معبودی جز او نیست. زنده ازلی و ابدی و سرپرستی بی‌همتاست و به سوی او توبه می‌کنم. خدایا گناهانم را ببخش که کسی جز تو گناهان را نمی‌بخشد»
 
خداوند خطاب به ملائکه می‌فرماید:
 
ای فرشتگان من! بنده من می‌داند که غیر از من کسی گناهان او را نمی‌بخشد. شما شاهد باشید که من همه گناهان او را آمرزیدم.(۵)
 
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در سخن زیبای دیگری، برای استغفاری که قبل از خواب تلاوت شود نیز همین اثر را ذکر می‌فرمایند: 
 
هرکس هنگامی که برای خوابیدن به بستر می‌رود، سه مرتبه بگوید: «استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه» خداوند همه گناهان او را می‌بخشد، اگرچه گناهانش مثل کف دریا به تعداد برگ درختان و ریگ‌های انباشته بیابان و به عدد روزهای دنیا باشد.(۶) 
----------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
۱- کافی، ج۲، ص ۴۳۷
۲- کافی، ج۲، ص ۴۳۸ وسائل‌الشیعه، ج ۱۶، ص ۶۵
۳- سوره اعراف؛ آیه ۱۱۴
۴- کافی، ج۲، ص ۴۳۰ – ۴۲۹
۵- بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۹۴
۶- بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۰۴


آیت الله آقا مجتبی تهرانی (که روانش شاد باد) در جلسات خود به شرح و تفسیر حدیث می پرداخت و بر این کار مداومت داشت. به مناسبت سالروز میلاد امام حسین (که درود خدا بر او باد) دو حدیث امام از کتاب بحارالانوار را با شرح آقا مجتبی تهرانی در ادامه می خوانید.

روایت شده که حسین بن علی(ع) در دعایش می فرمود: «اللَّهُمَّ لَا تَسْتَدْرِجْنِی بِالْإِحْسَانِ وَ لَا تُؤَدِّبْنِی بِالْبَلَاءِ.»

در دعایی از امام حسین(ع) منقول است که حضرت فرمودند: «اللَّهُمَّ لَا تَسْتَدْرِجْنِی بِالْإِحْسَانِ»، خدایا! من را با احسان کردن آزمایش نکن. روش خدا این است که با اعطاء نعمت و احسان، بندگان را امتحان می کند. خدا اینطوری است که هم وقتی نعمت می دهد و هم هنگامی که نعمت را می گیرد، در حال امتحان است. در هر دو خدا امتحان می کند. یکی از معانی استدراج همین است. در روایتی از امام زین العابدین (ع) منقول است که حضرت در رابطه با استدراج فرمودند: اگر خداوند نعمتی را بدهد و تو شکر نعمتش را فراموش کنی، برای مرتبه دوم به تو نعمت می دهد و امتحانت می کند تا ببیند آیا شکرش می کنی یا باز هم فراموش می کنی. اگر باز هم سپاس نگویی، برای مرتبه سوم، یک نعمت دیگر می دهد. اگر شکر نکردی یکی دیگر می دهد. عجب امتحانی است! خدا اینطوری امتحان می کند. این استدراج اینگونه است: نعمت دادن، فراموشی و غفلت از شکر.

در این دعا امام حسین(ع) می فرمایند: خدایا من را با استدراج امتحان نکن؛ یعنی خدایا! نعمتی که از شکرش غفلت خواهم کرد را نمی خواهم. این دعا خیلی مهم است! نعمتی که همراهش غفلت از شکر است را نمی خواهم.

بخش دوم دعا: «وَ لَا تُؤَدِّبْنِی بِالْبَلَاءِ»، اگر از امتحان باصطلاح رفوضه درآمدی، خدا باید با تو چه کار کند؟ اگر بچه کار اشتباهی کند با او چه می کنند؟ ادبش می کنند. باید گوشش را بگیری بمالی. حضرت می فرمایند: خدایا، من را با بلا ادب نکن! اگر من خطا کردم، من را اینطوری ادب نکن! چون تحمل بلای تو بسیار مشکل است.

معنا و دلیل «استدراج»

در این روایت بحثی راجع به استدراج داریم که یکی از دلائل گرفتاری‏ های انسان را دربر دارد. امام حسین در این روایت، استدراج را معنا می‏ کنند که گاهی خدا به بنده‏اش نعمت می‏ دهد، ولی از آن طرف بنده، شکر نعمت را به جا نمی‏ آورد؛ این به خاطر آن است که خداوند حالت شکرگذاری را از بنده سلب کرده است.

اینجا سوال پیش می‏ آید که چرا خدا چنین می‏ کند و حال شکر را از بنده ‏اش می‏ گیرد؟ او که نعمت را به بنده می‏ دهد، توفیق شکر را هم به او بدهد! یعنی چه که او نعمت را بدهد ولی توفیق شکر را از او بگیرد؟ چرا خدا توفیق شکر را از بنده‏اش می ‏گیرد تا او نتواند شکر نعمت را به‏ جا آورد؟ اصلا چه‏ طور می‏ شود که خدا با بنده‏ اش چنین می ‏کند؟



ناشکریِ انواع نعمت‏ ها

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که گاهی خدا به بنده‏اش نعمتی را می‏ دهد، او هم آن نعمت را در راه معصیت خرج می‏ کند و با آن گناه می‏ کند.
منظور از نعمت هم در این روایت فقط پول نیست؛ چشم، گوش، دست، پا و تمام قوای انسانی، نعمت‏ هایی است که خدا به انسان داده است. نعمت، فقط پول و اسکناس نیست! چشم‏هایتان را باز کنید و نعمت‏ هایی را که خدا داده است، بشناسید! نعمت، متصله و منفصله دارد که تمام سرتاپای انسان و آن چیزهایی که متعلق به او است را در بر می‏ گیرد، این یعنی اینکه «ای انسان! همه وجودت و متعلقات وجودت، نعمت‏ های خداوند است» اگر انسان نعمتی را در راه حرام مصرف کند و گناه کند، خدا به او مهلت می‏ دهد تا استغفار کرده و از این گناه‏ ها توبه نماید!

استدارج راهی به سوی «کفر»

آیه قرآن هم این مطالب را دارد و می‏ فرماید: « إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً» خدا مهلت می‏ دهد تا ببیند آیا تو استغفار می‏ کنی یا نه! اگر استغفار کردی مساله‏ ای پیش نمی ‏آید، اما اگر استغفار نکردی، خدا نعمتش را تجدید می‏ کند؛ یعنی نعمت را دوباره به تو می‏ دهد. اینجا دیگر تو توفیق شکرگذاری نداری و در حقیقت، خدا این توفیق را از تو سلب کرده است. این بی‏ حساب نیست که خدا به بنده ‏ای از بندگانش نعمت می‏ دهد و در عین حال، توفیق شکرگذاری را از او سلب می ‏کند.

وقتی بنده گناه کرد و به‏ جای عقاب، نعمت‏ هایش زیاد شد، کم ‏کم با خودش فکر می‏ کند که چرا این‏ همه گناه می‏ کند ولی هیچ اتفاقی نمی‏ افتد؟! نکند خبری نیست؟! اصلا شاید حلال و حرامی، نعوذبالله در کار نیست! از اینجا است که انسان به وادی کفر کشیده می‏ شود.

روایت شده که حسین بن علی(ع) فرمود: مالُکَ اِن لَم یَکُن لَکَ کُنتَ لَهُ مُنفِقاً فَلا تُنفِقهُ بَعدَکَ فَیَکُن ذخیرَهً لِغَیرِکَ وَ تَکُونُ اَنتَ المُطالَبَ بِهِ، اَلمَأخُوذَ بِحِسابِهِ اِعلَم اَنَّکَ لاتَبقی لَهُ وَ لایَبقی عَلَیکَ فَکُلهُ قَبلَ اَن یَاکُلَکَ.»
«مال و اموال تو اگر برای تو و به نفع تو نباشد، باید آن را انفاق کنی؛ چون آن اموال را بعد از مرگ خودت نمی توانی انفاق کنی و برای دیگران می شود؛ در نتیجه در رابطه با آن مال و آن کسی که آن مال را برای او گذاشته ای از تو حساب می کشند و مطالبه می کنند. بدان که تو به خاطر اموالت نمی مانی و اموال تو هم برای تو نمی ماند، پس قبل از آن که مال تو، تو را بخورد تو آن را بخور.»

اگر مال انسان به نفع انسان نباشد، باید آن را از خودش جدا کند؛ یعنی انفاق کند. اگر نفع و سود، جنبه مالی داشته باشد، بهره گیری از امور مادی لازم است مانند خوراک، پوشاک، مسکن و... که تمام این ها ابزاری است برای رسیدن انسان به خداوند. اما اگر نمی توانی بهره و سود واقعی ببری یعنی بعد از مرگ تو و در مسیر برزخ و قیامت برایت کارسازی ندارد، انفاق کن. آن هم در راه خداوند، زیرا ذخیره می شود برای تو و اگر این کار را نکردی، ذخیره می شود برای بعد از تو و دیگر از اختیارت خارج می شود. وارثان و دیگران از آن بهره می برند ولی تو درباره ی آن مسئول هستی و مورد سؤال قرار می گیری که مال را از کجا آوردی؟ نه چه مقدار آورده ای؟ در چه راهی خرج کردی؟ و برای چه کسانی گذاشتی؟

ممکن است به خاطر آن مال تو را عذاب کنند ولی ورثه تو را به خاطر خرج درست و انفاق همان مال به بهشت ببرند و تو پشیمان ترین افراد خواهی بود. اگر انسان می داند ورثه او نااهل بوده و ممکن است مالی را که برای او به ارث گذاشته است در راه غیرالهی و ناثواب خرج کند بداند که حساب آن مال را از او خواهند کشید.

حالا چه باید کرد؟ مال را فدای خودت بکن، قبل از آن که تو فدای آن شوی. آن امور مادی که در دنیا بهره ای از آن ندارم باید فدای من شود نه من فدای او بشوم. منظور این نیست که انسان مال نداشته باشد، بلکه نحوه بهره گیری مهم است که مال را فدای ایمان، اعتقاد و... خود بکن.



وقتی پرنده زنده است. .مورچه را میخورد

وقتی میمیرد مورچه ها او را میخورند

زمانه وشرایط درهرموقعی تغیر میکند

شایدامروزقدرتمند باشیم

اما یادمان باشد

زمان ازما قدرتمندتراست!!!

یک درخت میلیونهاچوب کبریت میشود

اما زمانش برسد یک کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافیست !

پس خوب باشید وخوبی کنید...!



109478042-8582bfb8640d9d33b14ee460b80b6e
 
آمده ام آشتی ...

با پایی که در چاله گناه آسیب دیده و
 
با دسته گلی به نام توبه و پشیمانی

و عصایی در زیر بغل به نام دعا و مناجات

و مویی که در آسیاب زندگی سفیده شده

آری بنده فراری ات بازگشته ...


siOzE5_535.jpg

 

  گل نرگس چه شود بوسه به پایت بزنم

تا به کی خسته دل از دور صدایت بزنم

گـل نرگـس نکنــد مــهر ، زمــن بــرداری

داغ دیـــدار رخـــت را بـه دلـم بگــــذاری

اللهم عجل لولیک الفرج



hlwoljxf428ynou5c5v.jpg

بر چادر مشکی ات،نستعلیق می نویسم عشــق را

وقتی که این "احرام سیاه" را می پوشی و

 حج شکوهمند حیا را به جا می اوری

آنگاه طواف می کنند تو را صفوف فرشته ها و

 متبرک می کنند بال هایشان را به

تاروپود حریم آسمانی ات

تو...گمنام ترین "حاجیه" امروز زمان هستی




آیت الله العظمی محمد تقی بهجت (رضوان الله تعالی علیه) :
چهل روز مانده به محرم، چله گناه نکردن بگیرید تا سوز دل
و اشک چشمانتان برای سید الشهدا (علیه السلام) فراوان گـردد.






دل که می‌بندد، مانند املاح و رسوبات آب‌های معدنی در مناطق‌ ییلاقی است. چشمه‌ای که سالم و شفاف است، سالیان متمادی می‌جوشد و سنگ‌ها و ریگ‌های آن شفاف است؛ اما آب‌هایی که املاح فراوان دارند، سنگ‌هایشان رسوب می‌بندد؛ کم‌کم این رسوبات زیاد می‌شود و هم مزرعه را می‌خشکاند و هم راه خود چشمه را می‌بندد. همان آب پنجاه یا پانصد سال قبل بود که راه خود را بست، چون املاح داشت.

قفل دل نیز همین طور است؛ اول غبار است، بعد کم‌کم چرک می‌شود و این چرک، دل را می‌بندد. از این چرک نیز در قرآن کریم نام برده شده است، آنجا که می‌فرماید: «کَلاّ بَلْ رانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛  «رین» همان چرک است؛ کارهایی که کردند، حرف‌هایی که زدند، غذاهایی که خوردند، نگاه‌هایی که کردند، مکان‌هایی که نباید می‌رفتند، اما رفتند؛ همه اینها چرک است. وقتی یک آینه شفاف را غبار گیرد، دیگر جایی را نشان نمی‌دهد؛ این غبار، قفل آینه است.

قفل قلب هم معاصی و گناهان است؛ آنگاه با قرآن مأنوس نخواهد بود و در آن تدبر نخواهد کرد؛ به همین سبب می‌فرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»؛ معلوم می‌شود اگر کسی با قرآن محشور نبود و در آیات آن تفکر و تدبر نکرد، دلش بسته و قفل است که البته کلید آن توبه است

برگرفته از بیانات آیت الله جوادی آملی.



اگر کسی در تولید بکوشد و در مصرف قناعت کند، مصداق «حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الإِیمَانَ» می‌شود. می‌دانید که حجاز و مدینه، سرزمینی کم‌آب است. حضرت امیر علیه‌السلام بارها می‌آمد، کلنگ برمی‌داشت و کندوکاو می‌کرد که چاهی بِکَند تا آب دربیاید؛ ولی آبی پیدا نمی‌شد.

یک روز در حالی که خسته بودند، آمدند، کلنگ برداشتند، کندوکاو کردند و سنگی را کنار زدند، ناگهان چشمه آب جوشید. باغبانِ حضرت می‌گوید: دیدم از یک طرف چشمه می‌جوشد و از طرفی وجود مبارک حضرت دارد صیغه وقف را جاری می‌کند. امام فرمود: «هذه صدقة» این عمل لله است؛ مصداق «نعم المال الصالح للرجل الصالح»  است. آدم باید هرچه انجام می‌دهد به همراه خود ببرد. چنین آدمی عاقل است؛ گاهی زمین را می‌برد؛ گاهی خانه را می‌برد؛ گاهی مغازه را می‌برد و گاه آنچه برای خدمت به دیگران و «لله» ساخته را به همراه می‌برد.

برگرفته از بیانات آیت الله علامه جوادی آملی


سربه سویی‌کشد ما را در این ره پا به سویی
عقل آخربین به سویی عشق بی پروا به سویی
موج سرگردانم و بازیچه طوفان هستی
هر دمم ساحل به سویی می‌کشد دریا به سویی


آیت‌الله بهجت(ره) می‌گوید: علمای سابق که آن همه در علم و عمل موفق بودند و عمر با برکت داشتند و از انحراف فکری سالم بودند، در اثر خوردن غذای حلال و اجتناب از غذاهای شبهه‌ناک بوده است.

در آیین اسلام، بر خلاف بسیاری از آیین‌های دیگر، بدن آدمی مورد تحقیر نیست. اسلام بدن انسان را چیزی بی‌ارزش نمی‌شمارد، زیرا بدن انسان ابزار تکامل روح است. تحقیر بدن، در حکم تحقیر شخصیت آدمی است و کسی که مرتکب این عمل شود، مستوجب کیفر و قصاص خواهد بود.
 
بنابراین اسلام برای صحت و سلامتی، ارزش و اهمیت ویژه‌ای قایل بوده و از این رو فقه و سنت اسلامی مملو از مطالب و دستور العمل‌هایی در این زمینه است به همین مناسبت توصیه‌هایی را از مرحوم آیت‌الله بهجت درباره غذاخوردن در ادامه می‌آوریم:
 
وای بر ما اگر در خصوص خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها از حرام اجتناب نکنیم؛ زیرا همین غذاها است که منشأ علم و ایمان یا کفر ما می‌شود!
 
یکی از معمرین علمای نجف که حدوداً صد سال از عمرش می‌گذشت، می‌فرمودند: تا این ساعت به طبیب مراجعه نکرده‌ام، عرض شد آقا! چطور می‌شود؟ شما چه برنامه‌ای را در زندگی رعایت کرده‌اید که تاکنون بیمار نشده‌اید؟ فرمودند: فقط تابع شرع مقدس بوده‌ام. یعنی در خوردن غذاها کماً و کیفاً و جهات دیگر فقط به دستور شرع عمل کرده‌ام.
 
امروزه مردم غذای لذیذ می‌خواهند نه غذای مفید. اصولاً غذاهای سرخ کرده ضرر دارند ولی چون به ذائقه انسان خوش می‌آیند، لذا همه خواهان آن هستند و توجه به ضرر آن ندارند. همچنین ما غذاهای لذیذ را خوب و مفید، و غذاهای غیر لذیذ را بد می‌دانیم، در حالی که چه بسا غذاهایی که با روغن سرخ شده، مضر باشند، ولی غذای آب‌پز نظیر آب گوشت مفید باشد.
 
خرما، شیر، ماست و روغن زیتون جامع بین غذا و دوا هستند. در مواردی انسان به غذایی میل دارد، ولی مظنون است که موجب مرض است. اخلال در نظم خوردن و هضم آن، و نیز اخلال در نظم خواب و دیگر کارها، موجب تاخیر تأثیر در آن‌هاست.
 
خوردن غذای شبهه‌ناک و نیز خوردن غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد، هرچند جایز است؛ ولی انسان را مریض و از عبادات محروم می‌کند و یا سبب سلب توفیق می‌شود.


در فرهنگ اسلامی از لحظات عمر به عنوان فرصت هایی طلایی و نعمت های بی بدیل یاد شده است که در صورت هدر دادن آن دیگر قابل بازگشت نبوده و قابل جبران نیست.

عمر سرمایه با ارزشی است که برای ساختن دنیا و آخرت انسان باید بهترین بهره را از آن جست. مقاطعی از این سرمایه ارزشمند و خدادادی، مثل نوجوانی، جوانی و دوران تحصیل، بدلیل اینکه آمادگی و فراغت انسان برای بهره برداری مناسب و سودمند بیش از مواقع دیگر است، از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. اهمیت دادن به وقت و ارزش قائل شدن برای آن در سیره پیشوایان همواره مورد تاکید فراوان قرار داشته است. پیامبرگرامی اسلام و ائمه بزرگوار (ع) هم بارها مردم را به غنیمت شمردن فرصت ها و اهمیت دادن به وقت و استفاده صحیح از آن توصیه کرده و گذر زمان را همچون گذر ابر توصیف نموده و ما را به بهره گیری صحیح از زمان سفارش نموده اند.

حسن برنامه ریزی در زندگی 

اولین قدم برای استفاده بهینه از فرصت و اوقات فراغت، داشتن یک برنامه کارآمد و درست است. تقسیم وقت و برنامه ریزی برای فرصتها و اوقات فراغت نه تنها از اتلاف وقت جلوگیری می کند، بلکه طبق فرمایش ائمه علیهم السلام انسان می تواند از آن برای آبادی آخرت خود بهره های فراوان ببرد. امام رضا علیه السلام پیش از هر چیز ما را به تدبر و حسن برنامه ریزی در زندگی سفارش کرده اند. ، ایشان می فرمایند: لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّی تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِی الدّینِ وَ حُسنُ التَّقدیرِ فِی المَعیشَةِ، وَ الصَّبرُ عَلَی الرَّزایا؛ هیچ بنده ای حقیقت ایمانش را کامل نمی کند مگر این که در او سه خصلت باشد:دین شناسی، تدبیر نیکو در زندگی و شکیبایی در مصیبت ها و بلاها.»



 


... ختم الله علی قلوبهم

اگر گناهان بیشتر شد باعث می شود که دل مهر شود و دیگر رجوع برای این آدم تصور نمی شود .

علامت  مهر شدن دل این است که دیگر  دل تدبر نمی تواند بکند ، دیگر تفکر نمی تواند بکند ...

دل را باید پاک کرد . دل اگر پاک شد اسرار ملک و ملکوت در آن می افتد .

دیگر احتیاجی به تفکر هم ندارد .

تفکر کردن مانند این است که کسی یک منظره ای را می خواهد نقاشی کند  بر روی یک صفحه ای .

این مشکل است ولی اگر انسان دلش را صاف کرد همان حقایق منعکس می شود به دل .

دو نقاش بنا بود یکی این طرف و یکی آن طرف دیوار نقاشی کنند .

یکی این طرف کار می کرد ، دیگری هم آن طرف پرده کشیده بود و کار می کرد .

وقتی (کارشان تمام شد ) و پرده را برداشتند دیدند این (کسی که پرده زده بود )کارش بهتر است .

خوب که نگاه کردند دیدند این ، (دیوار ) را صاف کرده و نقاشی آن (که آن طرف کار می کرده روی این دیوار ) منعکس شده .

اگر ما این طرف را آیینه کنیم (همه چیز ) منعکس می شود ...

اگر انسان ترسیمات (دلش ) ترسیماتی نباشد که بر حاق دل رفته باشد معلوم نیست بتواند با ایمان از دنیا برود .

چون سکرات مرگ بسیار مشگل است . اگر انسان با حاق جانش چیزی مخلوط نشده باشد مشگل می تواند آن را حفظ کند . ...

از گنا هان باید استغفار کرد .



 

        ... اینها جلوه های جمال است . جلوۀ جمال این جوری می کند دوستان را دور هم جمع می کند ، فرصت مناجات به آنها می دهد ، فرصت تملق گفتن در خانۀ خدا را به آنها می دهد . سیدالشهداء(ع) در دعای عرفه می گوید :

« یا مَن اَذاقَ اَحِّبائَهُ حَلاوَه المُوانِسَه فقاموا بَینَ یَدیهِ مُتَمَّلِقین »

ای خدایی که چشاندی به اولیائت مزۀ انس را .

این مال جمال است ، صفات جمال است . مزۀ انس را چشاندی « فقاموا بَینَ یَدیهِ مُتَمَّلِقین » ، انس تو و جمال و زیبایی تو آنها را به تملق وا داشته .

        ما ارزشی نداریم در عالم ، امّا همین که به ما اجازه دادند اینجا بنشینیم ، جمع شویم و تملق خدا را بگوئیم ، تملق اولیاء خدا را بگوئیم ، منت خدا و اولیاء خدا را بکشیم ، این عنایت جمال است . آن هدایت کننده دل ، فرصت داده .

        سیدالشهداء(ع) می گوید ای کسی که ابراهیم را کمک کردی ما را هدایت کن . حالا فقط ابراهیم نبوده ، تو که سحرۀ فرعون را نجات دادی ! یا ما را ابراهیم حساب کن یا سحره فرعون یا بین این دو . دیگر چرا به ما رحم نکنی ؟!

ابراهیم را رحم کردی ، ملکوت سموات و ارض را نشانش دادی :

« و َکَذلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماوَاتِ وَ الْأَرْضِ و َلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ »1

 و او را خلیل خودت کردی . به سحرۀ فرعون عنایت کردی چنان محبت تو در دلشان آمد که [به فرعون] گفتند :

« فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِی هذِهِ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا »2

 این دنیاست [هر کاری می خواهی] بکنی ، بکن .

« إِنَّا إِلَى‏ رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ »3ما می رویم به سوی خدا ، ما می رویم به سوی محبوبمان هر چه می خواهی بکنی ، بکن . 

        تو که او [ابراهیم] را آن طور کردی اینها را هم اینطور کردی ، با ما می خواهی چه بکنی ؟ جا ندارد عنایتت را روی سر ما بریزی ؟ ما ابراهیم نیستیم ، سحرۀ فرعون هم نیستیم ؟! ما مومن نیستیم ، کافر هم نیستیم . ما از دوستان و اولیاء تو نیستیم . از دشمنان هم نیستیم . برای ما هم کاری بکن .

        همۀ مناجات آقا و یک عمر مناجات و سوز آقا ، روز عاشورا تجسم می شود ، این بود که همۀ انبیاء آمده بودند به تماشا . هر کسی خبرۀ هر کاری هست باید برود به تماشای آن .

خدا فرمود : ای خبره های محبت ! ای کسانی که اهل محبت من هستید ! می خواهید بیشترش را ببینید بیائید کربلا تماشا کنید . صددرصد انبیاء آمده بودند و اولیاء هم آمده بودند . آمده بودند درس بگیرند . آمده بودند این کار امام حسین(ع) را ببینند . همۀ منظره های کربلا عجیب بود .

سیدالشهداء(ع) می گفت : « تشنگی مانند دود بین چشم من و آسمان حایل شده » این حال خودش بود و آن حال عزیزانش ! آن دختر سه ساله اش بود که خودش را انداخته بود روی دستهای اسب آقا وقت وداع . آقا به اسب هی می زد ، امّا اسب نمی رفت . تعجب کرد ! ذوالجناحی که با یک اشاره می پرید چرا فرمان نمی برد ؟!

ذوالجناح چرا این جور می کنی ؟

اسب با سر اشاره کرد که آقا به پائین نگاه کن . وقتی امام حسین(ع) به [جهت] سر ذوالجناح نگاه کرد دید این دختر سه ساله دستهای اسب را گرفته .

       




تعداد صفحات : 18

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... | 



[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]